قرارگاه

پیام ((دکتر حسین آبشاهی)) مسئول قرارگاه اجرایی بیانیه گام دوم انقلاب به مناسبت گرامیداشت سالروز قیام خونین ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲: قیام پانزده خرداد ۴۲، سرآغاز تغییر مسیر در تاریخ ملت ایران شد.

بسمه تعالی

[از نصیحت و اصلاح گری تا قیام و انقلاب]

نهضت های رهبران الهی و پیروانشان تفاوت های شکلی و محتوایی با دیگر جنبش‌های اجتماعی دارند.
یکی از تفاوت های بارز، مراحل نهضت از آغاز تا انجام است.
پیامبران و مصلحان الهی، بدون استثنا نهضت خود را به تنهایی و با نصیحت و “دعوت” طاغوت ها و قدرت طلبان آغاز کردند و با آگاهی بخشی و استدلال ادامه دادند.
نمونه ها بسیارند و قرآن کریم موارد فراوانی را مورد اشاره قرار داده است. آنجا که حضرت موسی کلیم(ع) از جانب پروردگار متعال ماموریت می یابد به دربار فرعون عزیمت کند و با “زبان نرم” او را دعوت کند؛ آنجا که حضرت ابراهیم خلیل(ع) با بیان آشنای خورشیدپرستان و ستاره پرستان، با آنان احتجاج می کند؛ آنجا که حضرت نوح(ع) نزدیک به ده قرن مترفان عصر را نصیحت می کند؛ و …
حرکت الهی مصلح بزرگ دوران حاضر حضرت امام خمینی(ره) نیز از آغاز تا سرنگونی سلطنت، در چارچوب همین شیوه مندی قرار داشته است.
پاییز سال ۱۳۴۱ زمانی که محمدرضا پهلوی و نخست وزیر معتمدش اسدالله علم بنا بر دستور اربابان آمریکایی گام های عملی برای “انقلاب سفید” و شکل دادن سرنوشت جامعه ایرانی طبق راهبردهای بیگانگان را شروع کردند، اولین اقدام امام، نصیحت و دعوت به اصلاح مسیر غلط بود. حضرت روح الله ابتدا تلگرافی محترمانه به محمدرضا پهلوی ارسال فرمود که در آن ملاحظه ی شئون ظاهری پادشاه رعایت شده و درعین حال از پرتگاهی که پیش رویش بود، آگاهی و اندازه داده شده بود.
رهبر نهضت حتی صدراعظم مغرور و نادان را هم با ارسال پیام و تلگراف نصیحت کردند و هشدار دادند.
اما جماعت مستبد و متکبر همچون اسلاف خود، بر تکبر و لجاج و عناد افزودند. محمدرضا پهلوی میانه زمستان ۱۳۴۱ انقلاب آمریکایی اش را به رفراندوم گذاشت و برغم شکست علنی، بساط جشن و پایکوبی برای “پیروزی” برپا کرد!
صدراعظم نادان هم او را به مواجهه شدید با امام و علما تشجیع می کرد.
سخنان و نصایح امام هرچند تاثیری در تصمیم نوکر بیگانه نداشت اما تبعا انوار روشنگری را در جامعه اسلامی منتشر می ساخت. نصایح و هشدارهای امام ادامه داشت که رژیم طاعون با پای خود گام در راه نابودی نهاد: هجوم چماقداران و عناصر مسلح به طلاب مظلوم فیضیه و ضرب و شتم خونین در سالروز شهادت امام صادق علیه السلام.
سخنرانی کوبنده امام(ره) در عاشورای سال ۱۳۴۲، در حقیقت اتمام حجت رهبر نهضت با سلطان مغرور و صدراعظم جاهل بود، اما لجاجت راه هدایت و نجات آنان را بسته بود.
بالا رفتن دزدانه و شبانگاهی کوماندوها از دیوار خانه مرجع تقلید و ربودن پیشوای نهضت از منظر هیچ عاقلی، اتفاقی محسوب نمی شد که اقشار مختلف مردم در برابرش ساکت بمانند.
تهران، قم، ورامین و … خروش و قیام مردمی کفن پوش را شاهد بود که سینه در مقابل گلوله سپر کرده و آزادی رهبرشان را فریاد می زدند.
طاغوت باز هم مانند پیشینیان اش چاره را در خونریزی و ارعاب جست، غافل از آن که “مهلت” نجات گذشته و اراده الهی با دستان مردم، گلویش را می فشرد. و‌ اگر هم چند سالی از عمرش مانده باشد، جز در مسیر سقوط و نابودی نیست.
چنین بود که قیام پانزده خرداد ۴۲، سرآغاز تغییر مسیر در تاریخ ملت ایران شد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا